فریادِ فولاد از دلِ خوزستان: محدودیت های انرژی مانع بازسازی فولاد خوزستان است بازسازی یا مجازاتِ صنعت!؟

خوز24-«با خسارتِ ۱۵۰ میلیون دلاریِ جنگ و کاهش ۵۰ درصدیِ برق در پیکمصرف، فولاد خوزستان نه برای توسعه که برای بقا میجنگد؛ این یادداشت، اعداد و راهکارهایی برای خروج از این دوگانگی ارایه میدهد.»
هنوز گرد و غبار جنگ چهلروزه دشمن از شانههای صنعت این سرزمین فرو ننشسته، که فولاد خوزستان– این غولِ خفته جنوب– با زخمهایی باز و ژرف، ایستاده است.
زخمهایی که نه در گزارشهای اداری، که در دیوارهای ترکخورده، کورههای سردشده و نوار نقالههای از کار افتاده، قابل مشاهده است.
ولی آنچه این روزها بیش از ترکشِ موشک، پیکر این صنعتِ راهبردی را آزار میدهد، بیبرقیهای مکرر و محدودیتهای شدید انرژی است.
- برنامه خاموشی روز یک شنبه در شهر شیبان اعلام شدژوئن 18, 2017
- خوزستان برای دومین بار قهرمان جام رسانه امید کشور شدنوامبر 19, 2025
صنعتی که برای بازسازیِ خود، به برق نیاز دارد، امروز ناچار است همان انرژیِ اندک را نه برای ترمیم، که برای زنده ماندنِ خطوط تولید مصرف کند.
این دوگانگی، تنها یک مشکل فنی نیست؛ نشانهای است از فاصلهی خطرناک میان ضرورتهای میدانی و تصمیمگیریهای اداری.
*فولاد خوزستان در اعداد و ارقام:
این مجتمع، سالانه حدود ۷ میلیون تن محصولات فولادی تولید میکند که سهمی بالغ بر ۱۵ درصد از تولید فولاد کشور را به خود اختصاص داده است.
اشتغال مستقیم آن بیش از ۷ هزار نفر و اشتغال غیرمستقیم آن بالغ بر ۵۰ هزار نفر در استان خوزستان و کشور است.
ارزآوری سالانهی این صنعت، رقمی نزدیک به ۱.۲ میلیارد دلار است که در شرایط تحریم، نقشی حیاتی در تراز تجاری کشور ایفا میکند.
خسارتهای وارده به این مجتمع در جنگ اخیر، بیش از ۱۵۰ میلیون دلار برآورد شده که برای بازگشت به ظرفیت کامل، نیاز به ۴۰۰ مگاوات برق پایدار در ساعات اوج مصرف دارد.
با این حال، در گرمای تابستان، سهمیه برق این صنعت تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. یعنی در حالی که برای ترمیمِ تجهیزاتِ آسیبدیده، به بیشینه توان نیاز دارد، با کمترین توان، سرکار میماند.
این یعنی هر ساعت بیبرقی، یک ساعت عقبافتادنِ بازگشتِ تولید؛ و هر روز تعلل، ضربهای تازه بر پیکر صنعتی که هنوز از جنگ راحت نشده است.
*راهکارِ پیشنهادی به جای شعار:
۱-تفکیکِ برقِ حیاتی از برقِ غیرضروری: شرکت فولاد خوزستان باید در فهرست «صنایع حیاتیِ دارای اولویت» قرار گیرد و قطع برق آن، تنها در شرایط اضطراری و با هماهنگی قبلی انجام شود.
۲-تأمین برق از منابع جایگزین: استفاده از نیروگاههای خورشیدیِ اختصاصی در محوطه مجتمع، یا انعقاد قرارداد با نیروگاههای سیار، میتواند تا ۲۰ درصد از نیاز برق را در پیکساعت پوشش دهد.
۳- برنامهی جبرانی: سازمان مدیریت بحران کشور، موظف شود خسارتِ ناشی از هر ساعت بیبرقی را به صورت تسهیلاتِ کمبهره یا معافیتهای مالیاتی به شرکت بازگرداند، تا انگیزهی بازسازیِ سریعتر فراهم شود.
زمان آن رسیده که نگاه به این مساله، از «مصرفکنندهی بیمسوولیت» به «ضرورتِ راهبردیِ ملی» تغییر کند.
صنعتِ زخمی را نباید با محدودیت بیشتر مجازات کرد؛ باید با تأمین انرژی، فرصت ایستادن دوباره به آن داد.
اگر قرار است بازسازی معنا داشته باشد، باید برق در کنار کارگر، مهندس و مدیرِ آن واحد صنعتی بایستد؛ تا چرخِ ترمیم بچرخد، زخمها بسته شود و کشور، از دلِ خسارت، دوباره قد بکشد.
امید است کارگزاران درپیوند، این هشدار را نه همچون یک یادداشتِ خبری، که فریادِ یک صنعتِ در حالِ جانکندن بشنوند و ببینند.





